|
چشم انتظاره تو...... |
|
عشقم که رفت ولی قلبم هنوز عاشقه و هنوز وجودم میخوادش.....حتی اگه یه عمر طول بکشه |

سلام.......
بعد یه ۱-۲ ما اومدم....
شرایطمون افتضاحه...........همش تقصیر منه.....حتی نمیتونین فکرشم بکنین که اینطوری بشین....
اوضاحه روحیه جفتمون خیلی داغونه.....انقدر خرابیم که تا حالا نمردیم خیلی کاره......
از همه خواهش میکنم واسمون خیلی خیلی دعا کنن.........
عسل و محمد با همه ی مشکلات پشتته همن......همینه که با این همه بلا ما رو سر پا نگه داشته......
انقدر گریه کردیم که چشمامون باز نمیشه.........من به نیابت از هر دمون اومدم تقاضا کنم واسمون خیلی دعا کنین.........
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/11/18ساعت 5:52 بعد از ظهر توسط محمد و ؟؟؟ |
چشم،چشم دو ابرو نگاه من به هر سو پس چرا نیستی پیشم؟ نگاه خیسِ تو کو؟ گوش،گوش دو تا گوش دو دستِ باز یه آغوش بیا بگیر قلبمو یادم تو رو فراموش چوب،چوب یه گردن جائی نری تو بی من دق می کنم،می میرم اگه تو دور شی از من دست،دست دو تا پا یادِ تو مونده اینجا یادت می یاد می گفتی بی تو نمیرم هیچ جا...؟ من؟من...؟ یه عاشق همون مجنون سابق
+ نوشته شده در دوشنبه 1386/11/15ساعت 12:18 بعد از ظهر توسط محمد و ؟؟؟ |
ليلي زير درخت انار نشست. درخت انار عاشق شد.گل داد سرخ سرخ. گلها انار شد داغ داغ.هر اناري هزار تا دانه داشت. دانه ها عاشق بودند.دانه ها توي انار جا نمي شدند. انار كوچك بود.دانه ها تركيدند.انار ترك برداشت. خون انار روي دست ليلي چكيد. ليلي انار ترك خورده را از شاخه چيد.مجنون به ليلي اش رسيد. خدا گفت : راز رسيدن فقط همين بود. كافي است انار دلت ترك بخورد
+ نوشته شده در دوشنبه 1386/11/15ساعت 12:16 بعد از ظهر توسط محمد و ؟؟؟ |
در زندگي افرادي هستند که مثل قطار شهربازي مي مونن. از بودن با اونا لذت مي بري ولي باهاشون به جايي نمي رسي
+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/11/11ساعت 12:18 بعد از ظهر توسط محمد و ؟؟؟ |