|
چشم انتظاره تو...... |
|
عشقم که رفت ولی قلبم هنوز عاشقه و هنوز وجودم میخوادش.....حتی اگه یه عمر طول بکشه |
سلام بروبکس.....
خوب دوباره اومدیم......سرمون شلوغه دیگه.....نمیتونیم هی میایم وبلاگ آپ کنیم.....
جاتون خالی این چند وقته ترکوندیم با عسل..........خوش میگذره......
اومدم از عشل تشکر کنم و بگم اگه تموم دنیا رو بهم بدم که دستتو ول کنم من که ول نمیکنم.........
برف جلوی سفیدی دستات کم میاره...
گل رز جلوی سرخ لبات.......
دوستت داشتم حالا داره فوران میکنه.......از بابت خبرای بد این دو سه روزه جداْ soorry......
هیچ پسری دوستی یه خوبیه من نداره...........یه گل ناز.......عسل ناز........
دلم گرفته چون بازم باید یه مدتی از هم دور باشیم ولی به زودی بازم میام پیشت تا بشیم یه روح در ۲ بدن..........
عسل تو بهترین گلی هستی که توی تاریخ بوده......نه میزارم کسی بچیندت....نه خودم میچینمت چون قشنگیه گل به بودن روی ساقشه........امیدوارم همیشه با هم باشیم و از کنار هم نریم.......
با اینکه من یه کم بد بودم توی این مدت ولی تو فقط بهم خوبی کردی............امیدوارم همیشه لیاقت تو رو داشته باشم همونطوری که حالا دارم....
عسل عسل خوشکل من دل بی تو میمیره دست سردم توی دستات تازه داره جون میگیره
بودن با تو و در کنار تو بهم روحیه میده.............
از محمد به عسل به بهانه ی قرارای دو روز پشت سر هم.....
+ نوشته شده در چهارشنبه 1386/05/31ساعت 2:5 بعد از ظهر توسط محمد و ؟؟؟ |
زندگي يعني بازي. سه ، دو ، يک … سوت داور............ بازي شروع شد!!! دويدي ، دست و پا زدي ، غرق شدي ، دل شکستي ، عاشق شدي ، بي رحم شدي ، مهربان شدي… بچه بودي ، بزرگ شدي ، پير شدي سوت داورــــــ0?ــــــــــ بازي تمام شد... زندگي را باختي
+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/05/18ساعت 1:31 قبل از ظهر توسط محمد و ؟؟؟ |
شايد يه کسي شب ها براي اينکه خواب تورو ببينه به خدا التماس مي کنه ، شايد يه کسي به محض ديدن تو دستش يخ ميزنه و تپش قلبش مرتب بيشتر ميشه ، مطمئن باش يه کسي شب ها به خاطر تو توي درياي اشک مي خوابه ، ولي تو اون رو نمي بيني
+ نوشته شده در شنبه 1386/05/13ساعت 1:27 بعد از ظهر توسط محمد و ؟؟؟ |
سال 2200 پسره از مامانش ميپرسه مامان من چه جوري به دنيا اومدم. مامانش جواب ميده از اينترنت دانلودت كردم
+ نوشته شده در شنبه 1386/05/13ساعت 1:26 بعد از ظهر توسط محمد و ؟؟؟ |
قلبم محكوم شد به شكستن... غرورم محكوم شد به خرد شدن... احساسم محكوم شد به بازي گرفته شدن... دلم محكوم شد به تيرخوردن... چشمانم محكوم شد به باريدن... خاطراتم محكوم شد به فراموش شد
+ نوشته شده در سه شنبه 1386/05/09ساعت 2:3 بعد از ظهر توسط محمد و ؟؟؟ |
پسر خوب چگونه پسري است ؟ پسري كه كه اولا دوست دختر نداشته باشه دوما دوست دختر نداشته باشه سوما دوست دختر نداشته باشه چهارما دوست دختر نداشته باشه ..... چون دوست دختر بناي اوليه منحرف شدن اين گل هاي پاك است
+ نوشته شده در سه شنبه 1386/05/09ساعت 2:1 بعد از ظهر توسط محمد و ؟؟؟ |