|
چشم انتظاره تو...... |
|
عشقم که رفت ولی قلبم هنوز عاشقه و هنوز وجودم میخوادش.....حتی اگه یه عمر طول بکشه |
بیا ای دل کمی وارونه گردیم
برای هم بیا دیوونه گردیم شبه یلدا شد نزدیک ای دوست برای هم بیا هندونه گردیم شب یلدا مبارک به همه مخصوصا عسل 
+ نوشته شده در پنجشنبه 1385/09/30ساعت 6:27 بعد از ظهر توسط محمد و ؟؟؟ |
هرگز لبخند را ترک نکن ، حتي وقتي ناراحتي چون هر کس امکان دارد عاشق لبخند تو شود.
+ نوشته شده در چهارشنبه 1385/09/29ساعت 5:33 بعد از ظهر توسط محمد و ؟؟؟ |
مهتابترين ستاره تقديم تو باد شوق غزلي دوباره تقديم تو باد چيزي که به غير دل ندارم باشد اين زخم هزارپاره تقديم تو باد
+ نوشته شده در چهارشنبه 1385/09/29ساعت 5:32 بعد از ظهر توسط محمد و ؟؟؟ |
اگه کسي رو دوست داشته باشي نمي توني تو چشماش زل بزني... نمي توني دوريش رو تحمل کني... نمي توني بهش بگي چقدر دوسش داري... نمي توني بهش بگي چقدر بهش نياز داري.. براي همين عاشقا ديوونه مي شن... بزرگترين گناه: سکوت... بزرگترين شجاعت: بگويي دوستت دارم... بزرگترين سرمايه: دوست... بزرگترين اسرار: صداقت... بزرگترين افتخار: عاشق شدن... ![]()
+ نوشته شده در چهارشنبه 1385/09/29ساعت 5:8 بعد از ظهر توسط محمد و ؟؟؟ |
زندگي مثل پيانو مي مونه دكمه هاي سياه براي غم ها و دكمه هاي سفيد براي شادي ها اما زماني مي توان آهنگ زيباِِ نواخت كه دكمه هاي سفيد و سياه را با هم فشار داد
+ نوشته شده در سه شنبه 1385/09/28ساعت 10:57 قبل از ظهر توسط محمد و ؟؟؟ |
آنگاه كه با دستانت واژه عشق را بر قلبم نوشتي سواد نداشتم اما به دستانت اعتماد داشتم حال سواد دارم اما ديگر به چشمان خود اعتماد ندارم
+ نوشته شده در سه شنبه 1385/09/28ساعت 10:56 قبل از ظهر توسط محمد و ؟؟؟ |
این ۲ تا سلامه از طرفه ۲ تاییمون
+ نوشته شده در دوشنبه 1385/09/27ساعت 3:32 بعد از ظهر توسط محمد و ؟؟؟ |
به شیشه گفتم"دوست دارم"شکست.به گل گفتم"دوست دارم"پژمرد. به دریا گفتم"دوست دارم"خشکید.حالا به تو می گم "دوست دارم" هوای خودت رو داشته باش خیلی دوست دارم.
+ نوشته شده در یکشنبه 1385/09/26ساعت 3:30 بعد از ظهر توسط محمد و ؟؟؟ |
بی تو آنلاين شبي باز از آن کوچه گذشتم. همه تن چشم شدم دنبال آيدي تو گشتم. شوق ديدار تو لبريز شد از کيس وجودم. شدم آن يوزر ديوانه که بودم. وسط صفحه دسکتاب روم ياد تو درخشيد. دينگ 100 پنجره پيچيد شکلکي زرد بخنديد. يادم آمد که شبي با هم از آن چت گذشتيم .روم گشوديمو در آن پي ام دلخواسته گشتيم. لحظه اي بي خطو پيغام نشستيم
+ نوشته شده در شنبه 1385/09/25ساعت 1:1 بعد از ظهر توسط محمد و ؟؟؟ |
تركه ميره دستشوئي زنانه ميگيرنش ميگن کوري نميبيني زنونست؟ ميگه من چکار کنم اونجا نوشته: زنا، نه! اونطرف هم نوشته: مردا، نه
+ نوشته شده در شنبه 1385/09/25ساعت 1:0 بعد از ظهر توسط محمد و ؟؟؟ |
به شيشه گفتم 'دوستت دارم' شکست، به گل گفتم 'دوستت دارم' پژمرد. به دريا گفتم 'دوستت دارم' خشکيد. حالا به تو ميگم 'دوستت دارم'، هواي خودت رو دشته باش خيلي دوست دارم
+ نوشته شده در شنبه 1385/09/25ساعت 12:57 بعد از ظهر توسط محمد و ؟؟؟ |
سلام
سلام سلام سلام سلام سلام
این سلاما نشونه ی چته
+ نوشته شده در پنجشنبه 1385/09/23ساعت 2:38 بعد از ظهر توسط محمد و ؟؟؟ |
عشق بيداد من باختن يعني لحظه عشق جان سرزمين يعني يعني زندگي پاك من عشق ليلي و قمار مجنون شاد ي در عشق يعني ... شدن ساختن عشق دل يعني كلبه وامق و يعني عذرا عشق شدن من عشق فرداي يعني كودك مسجد يعني الاقصي عشق من عشق آميختن افروختن يعني به هم عشق سوختن چشمهاي يكجا يعني كردن پر ز و غم دردهاي گريه خون/ درد بيشمار عشق من يعني الاسرار كلبه مخزن اسرار يعني عشق هميشه جاري باشيد
+ نوشته شده در دوشنبه 1385/09/20ساعت 5:14 بعد از ظهر توسط محمد و ؟؟؟ |
ساعت 3 شب بود كه صداي تلفن , پسري را از خواب بيدار كرد...پشت خط مادرش بود.....
پسر با عصبانيت گفت: چرا اين وقت شب مرا از خواب بيدار كردي؟؟؟؟؟؟ مادر گفت:25 سال قبل در همين موقع شب تو مرا از خواب بيدار كردي..... فقط خواستم بگويم تولدت مبارك پسرم..... پسر از اينكه دل مادرش را شكسته بود تا صبح خوابش نبرد.....صبح سراغ مادرش رفت.....وقتي داخل خانه شد مادرش را پشت ميز تلفن با شمع نيمه سوخته يافت..... ولي مادر ديگر در اين دنيا نبود.....
+ نوشته شده در دوشنبه 1385/09/20ساعت 5:9 بعد از ظهر توسط محمد و ؟؟؟ |
هرگز نگو که دوست داری...
اگر حقیقتا به آن اهمیت نمی دهی..... درباره احساست سخن نگو... اگر واقعا وجود ندارد..... هرگز دستی را نگیر... وقتی قصد شکستن قلبش را داری..... هرگز نگو همیشه... وقتی می دانی که جدا می شوی..... هرگز به چشمانی نگاه نکن... وقتی قصد دروغ گفتن داری..... هرگز سلامی نده... وقتی که می دانی خداحافظی در پیش است..... به کسی نگو تنها اوست... وقتی در فکرت به دیگری فکر می کنی..... ...قلبی را قفل نکن... .....وقتی کلیدش را نداری.....
+ نوشته شده در دوشنبه 1385/09/20ساعت 5:7 بعد از ظهر توسط محمد و ؟؟؟ |
عجیبه که تا مریض نشی کسی برات گل نمیاره تا گریه نکنی کسی نوازشت نمی کنه تا فریاد نکشی کسی به طرفت بر نمی گرده تا قصد رفتن نکنی کسی به دیدنت نمی یاد و تا وقتی نمیری کسی تو رو
نمی بخشه.![]()
+ نوشته شده در دوشنبه 1385/09/20ساعت 5:0 بعد از ظهر توسط محمد و ؟؟؟ |
عمیق ترین درد زندگی مردن نیست بلکه نداشتن کسی است که الفبای دوست داشتن را برایت تکرار کند و تو از او رسم محبت بیاموزی.
+ نوشته شده در دوشنبه 1385/09/20ساعت 4:45 بعد از ظهر توسط محمد و ؟؟؟ |
سلام![]()
+ نوشته شده در دوشنبه 1385/09/20ساعت 4:41 بعد از ظهر توسط محمد و ؟؟؟
سلام به عسل![]()
+ نوشته شده در دوشنبه 1385/09/20ساعت 4:40 بعد از ظهر توسط محمد و ؟؟؟
امروز اگه گفتید چه روزیه......نمیدونید نه.......خودم میگم
امروز یه ماه از دوستی من و عسل میگذره......توی این یه ماه چقدر خاطره داریم با هم. توی همین یه ماه شده خدای من......همه ی نفسام٬همه ی ثانیه هام٬همه دقایقم٬همه ی رویاهام و حالا خدا شده عسل...... بخوای نخوای فقط تو ۱۹ آذر تبریک----->اولین ماهگرد دوستیمون عسل تا گل به مناسبت نوزدهم...... ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در یکشنبه 1385/09/19ساعت 9:56 قبل از ظهر توسط محمد و ؟؟؟ |
when i cry i see U in my tears therefor i clean my tears for no one can see U
+ نوشته شده در جمعه 1385/09/17ساعت 5:30 بعد از ظهر توسط محمد و ؟؟؟ |
شب ها که نیستی ببینی اشک ها بر گونه هایم جاری می شود و بی اختیار صورتم خیس و بارانی می شود... خسته شدم از تنها دیدن خود در آینه .... ای کاش برای همیشه در کنارم بودی حتی لحظه ی شیرین پروازم ازدنیا......... ولی نیستی و نمی بینی دلتنگی هایم را ...... دلتنگی های که برای تو....... برای تنها بودنم ............. برای خسته شدنم از زندگی .......... و در کنارمن نبودن تو ........ همه برای نبودن تو است..... آه ای کاش می توانستی ....بدانی.... بفهمی....درک کنی....که من حقیر چه بسیار دوستت دارم.......
ولی نیستی و نمی بینی که من با دل کوچکم که تنگ شده است چه می کشم از دوری تو..... وتنهایی خودم..............................
+ نوشته شده در جمعه 1385/09/17ساعت 5:26 بعد از ظهر توسط محمد و ؟؟؟ |
از فردا قراره رپ کردن و گوش دادنو بزاریم کنار.....هر احمقی از پشت کوه داره ابلیس میخونه.....یادم اون موقع که من هیچ کس گوش میدادم کسی نبود بدونه هیچ کسو چه جوری مینویسن...به هر حال گفتم قبل رفتن یه لیست از رپرای مورد علاقم بذارم تو وبلاگ که بمونه یادگاری:
۱-رضا پیشرو ۲-۰۱۱۱ ۳-متضاد ۴-تیغه ۵-آتیش ۶-o f
۷-ابلیس ۸-فلاکت ۹-سالومه ۱۰-ضد حال ۱۱-کوروش صنعتی ۱۲-تهی
۱۳-هیچ کس ۱۴-۲@اف ام ۲۵-تتلو ۲۶-اردلان ۲۷-اسیپکان ۲۸-روزبه
۲۹-سعید ۲ پک ۳۰-زد بازی ۳۱-سیجل ۳۲-قدرت ۳۳-چنگیز و تیمور
۳۴-۰۰۹۸ ۳۵-یار۲ ۳۶-دوزخ ۳۷-ارور! ۳۸-عرفان ۳۹-نرگال ۴۰-پانی
۴۱-حسام استپس ۴۲-اتم ۴۳-علی کینگ ۴۴-آرمن ۴۵-دی جی.آیت
۴۶-راش گروپ ۴۷-دیو ۴۸-آرتن ۴۹-فارز ۵۰-سناتور ۵۱-حژیر ۵۲-تونیک
۵۳-مطلق ۵۴-بلوار رشت ۵۵-بنکی ۵۶-۸ پوند ۵۷-امزیپر ۵۸-هومن ۵۹-چریک
۶-آرش استپس
+ نوشته شده در جمعه 1385/09/17ساعت 2:32 بعد از ظهر توسط محمد و ؟؟؟ |
زندگی مثه یه شطرنج میمونه با ۶۴ تا خونه.......وقتی اولی میگی چقدر راه مونده......وقتی میزسی به آخرش میبینی هنوزم اولی......اگه عاشق مهره ی سیاه شی میبازی.....اگه عاشق مهره ی سفید شی سعی میکنه همیشه ازت جلوتر باشه.......اگه شاه عشق باشی همه سعی میکنن ماتت کنن.....بهد از از دست دادن وزیرت دیگه تنها و درمونده میشی.......
حالا یکی بگه پس ما کجاییم؟
+ نوشته شده در پنجشنبه 1385/09/16ساعت 9:58 قبل از ظهر توسط محمد و ؟؟؟ |
از جمع من تا ضرب تو راهي به جزتفريق نيست. دلخوش به مجذورم نکن اينجا مگر تقسيم نيست؟ به راديکال عشق بيا تا بشکند توان تو. چيزي نچرخد بهتر از سينوس من آلفاي تو. واي2 اگر عاشق شود بي پرده ايكس2 مي شود. چيزي شبيه معجزه با جذر ممكن مي شود. گر ايكس داري در سؤال جايي براي ترس نيست. در انتهاي مسا له ديگر مجال بحث نيست
+ نوشته شده در پنجشنبه 1385/09/16ساعت 9:52 قبل از ظهر توسط محمد و ؟؟؟ |
گرگه ميره درِ خونه شنگول ومنگول در ميزنه مادر شنگول ومنگول ميگه برو بچه ها خونه نيستن...گرگه ميگه: نه با خودت کار داشتم؟؟؟!
+ نوشته شده در پنجشنبه 1385/09/16ساعت 9:52 قبل از ظهر توسط محمد و ؟؟؟ |
اگرمعجزه اي رخ بدهد وزمان به عقب برگردد به دنيا قول خواهم داد چشم هايم را تا آخرين روز حياتم روي هم بگذارم : مي داني چرا ؟ مي ترسم يك لحظه غفلت كنم ، دوباره تو را ببينم و يك عمر گرفتارت شوم !! تقديم به بهترينم كسي كه مثل هيچكس نيست
+ نوشته شده در پنجشنبه 1385/09/16ساعت 9:52 قبل از ظهر توسط محمد و ؟؟؟ |

+ نوشته شده در پنجشنبه 1385/09/16ساعت 9:51 قبل از ظهر توسط محمد و ؟؟؟ |

+ نوشته شده در پنجشنبه 1385/09/16ساعت 9:50 قبل از ظهر توسط محمد و ؟؟؟ |
سلام به عشق خودم![]()
+ نوشته شده در سه شنبه 1385/09/14ساعت 4:0 بعد از ظهر توسط محمد و ؟؟؟ |